الشيخ محمد جواد الخراساني
211
مهدى منتظر (عج) (فارسى)
همواره ستمگران را مىكشند تا وارد كوفه مىشوند ، و در آن هنگام بيشتر از زمين صاف شده ، پس كوفه را قرارگاه خود مىنمايد ، پس خبر مهدى و اصحاب او به او مىرسد ( بعد از ورود آن حضرت به كوفه ) پس اصحاب او مىگويند : يابن رسول اللّه ! كيست كه به ساحت ما نازل شده ؟ پس مىگويد : بيرون شويم به سوى او تا ببينيم كه او كيست . » « 1 » بقيه در كيفيت ظهور ذكر خواهد شد و از آخرش معلوم مىشود كه از علماى بزرگ خواهد بود . پس از اين حديث ظاهر مىشود كه او از همان نواحى ديلم است ، زيراكه دعوت او در ديالمه است اما از چه شهرى و از كجا ؟ معلوم نيست . بنابراين ممكن است اين حديث از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم اشاره به او باشد ، فرمود : « خروج مىكند مردى از قزوين كه اسم او اسم پيامبرى باشد ، سرعت مىكنند به طاعت وى مردم از مؤمن و مشرك ، پر مىكند كوهها را از خوف » . « 2 » پس اگر مراد همان حسنى باشد پس خروج او از قزوين است و الّا پس از قزوين هم رايتى مستقل بلند خواهد شد . و ايضا اين حديث از امير المؤمنين عليه السّلام قابل انطباق است بر حسنى ، فرمود : « و رو مىآورد راياتى از شرق زمين غير معلم است به علامت ( يعنى پرچمهاى علامتدار ، ندارند ) پرچمهاى ايشان نه پنبهاى است و نه كتان و نه ابريشم ، در سر نىهاى ايشان مهر شده به مهر سيد اكبر ( شايد مراد اين است كه نوشته شده محمد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلم ) سوق مىدهد آن را مردى از آل محمد ، چون در مشرق ظاهر شود بوى او در مغرب استشمام مىشود مانند مشك ، در پيشاپيش او رعب به قدر يك ماه راه ، حركت مىكند مىآيد تا به كوفه نازل مىشود ، آنان مطالبه خونهاى پدران خود مىكنند پس در همان بين لشكر سوارهء يمانى و خراسانى ، مانند دو اسب مسابقه به كوفه رو مىآورند » . « 3 »
--> ( 1 ) - بحار 53 / 15 ؛ مختصر بصائر الدرجات 88 . ( 2 ) - غيبت طوسى 444 ح 438 ؛ الزام الناصب 2 / 135 . ( 3 ) - بحار 52 / 274 ح 167 .